تبلیغات
جوکستان وشعرهای جالب - ادم بدبیار
جوکستان وشعرهای جالب
فقط شاد باشیدوبانظراتون منو تشویق کنید

بدو برو تو ادامه مطلب .....
**************************
رد می شدم از کوچه ای یارم مرا دید
با همسرم بودم که دلدارم مرا دید

یک روز فحش خواهر و مادر شنیدم
آن روز از بخت بدم خارم مرا دید

یک بار انگشتم درون بینی ام بود
از باجناق خویش بیزارم مرا دید

بعد از هزار و بوق و اندی سال یک بار
وامی گرفتم که طلبکارم مرا دید

انداختم پایین سرم را مثل یک گاو
فهمیده بود از پول پروارم مرا دید

می خواستم پیژامه ام را در بیارم
همسایه ی آن سوی دیوارم مرا دید

از ترس فریادی برآورد از جگرگاه
چون از مقابل بنده پندارم مرا دید!

انگار من از کودکی بیکار بودم
یادم میاید که پرستارم مرا دید

پیش نگاهش از خجالت سرخ گشتم
وقتی که بعد از ختنه شلوارم مرا دید

حرف سیاسی میزدم با سایه ی خویش
ای وای برمن! موش دیوارم مرا دید

می دادم از زور خوشی داد خوشی را
در خلوت خود حیف دادارم مرا دید




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 12 شهریور 1391 :: نویسنده : امیر 72
دوشنبه 13 شهریور 1391 07:35 ب.ظ
ادامه مطلب خراب نوشتی
امیر 72نه درسته
دوشنبه 13 شهریور 1391 03:37 ب.ظ
عزیزم ادامه مطلب توجه نمیکنی ها...
دوشنبه 13 شهریور 1391 11:58 ق.ظ
جالب بود !
واسه بیت اول که حقش بود...

امیر 72مرسی ازاین که وقت گذاشتی خوندی
یکشنبه 12 شهریور 1391 08:44 ب.ظ
شعرات واقعا باحاله
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


هدف اصلی این وبلاگ فقط شادی ملت عزیزایران است

مدیر وبلاگ : امیر 72
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
از کدوم قسمت سایت بیشتر خوشتان می اید؟؟؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی