تبلیغات
جوکستان وشعرهای جالب - شعر
جوکستان وشعرهای جالب
فقط شاد باشیدوبانظراتون منو تشویق کنید
شعر
خیلی جالبه نظر یادتون نره
مادر قدیم

گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهان گرفتن آموخت

شبها بر گاهواره ی من بیدار نشست و خفتن آموخت

دستم بگرفت و پا به پا برد تا شیوه ی راه رفتن آموخت

یک حرف و دو حرف بر زبانم الفاظ نهاد و گفتن اموخت
لبخند نهاد بر لب من بر غنچه ی گل شکفتن آموخت
پس هستی من ز هستی اوست تا هستم و هست دارمش دوست

(ایرج میرزا)

مادر جدید
گویند مرا چو زاد مادر روی کاناپه لمیدن آموخت
شبها بر ماهواره تا صبح بنشست و کلیپ دیدن آموخت
بر چهره سبوس و ماست مالید تا شیوه ی خوشگلیدن آموخت
بنمود تتو دو ابروی خویش تا رسم کمان کشیدن آموخت
هر ماه برفت نزد جراح آیین چروک چیدن آموخت
دستم بگرفت و برد بازار همواره طلا خریدن آموخت
با قوم خودش همیشه پیوند از قوم شوهر بریدن آموخت
آسوده نشست و با اس ام اس جکهای خفن چتید آموخت
چون سوخت غذای ما شب و روز از پیک مدد رسیدن آموخت
پای تلفن دو ساعت و نیم گل گفتن و گل شنیدن آموخت
بابام چو آمد از سر کار بیماری و قد خمیدن آموخت
با اینهمه شوخی ها که گفتم مادرم بود و به من محبت آموخت




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 17 آبان 1391 :: نویسنده : امیر 72
دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 09:26 ب.ظ
ای ولله گل گفتی شعر دوم ازکیه؟
امیر 72شاعری گمنام
پنجشنبه 25 آبان 1391 01:53 ب.ظ
بی چاره مامانا ! اولیه واقعا قشنگ بود*
مرسی
امیر 72نظرلطفتونه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


هدف اصلی این وبلاگ فقط شادی ملت عزیزایران است

مدیر وبلاگ : امیر 72
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
از کدوم قسمت سایت بیشتر خوشتان می اید؟؟؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی