تبلیغات
جوکستان وشعرهای جالب - جوک
جوکستان وشعرهای جالب
فقط شاد باشیدوبانظراتون منو تشویق کنید
جوک

چوپان دروغگو می میره تو قبر میپرسن اسمت چیه؟میگه دهقان فداكار


بچه هه به دنیا میاد یه دستش مشت بوده مشتشو باز می كنن می بینن توش قرص ضد حاملگیه!

 



به معتاده میگن فرق تو با ورزشكارها چیه؟

میگه اونا تكنیكی كار میكنن ما پیكنیكی.


غضنفر تو هواپیما تفنگشو میذاره رو مخ خلبان و میگه:از همینجا صاف میری بندرعباس خلبانه میگه:حالا چرا بندرعباس؟

میگه :آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقی منوببردوبی


غضنفر حال نداشته بره حموم جاش یه كپسول چرك خشك كن میخوره.


به یارو میگن چرا زن نمیگیری؟ میگه ای بابا.كی میاد زنش رو بده به ما؟


 یارو كفترشو گم میكنه تو روزنامه اگهی میده بیوه بیوه.......


یارو میره بازار كدو بخره در مغازه كه میرسه اسم كدو رو یادش میره میگه: ببخشید اقا گلابی خانواده دارید؟؟؟



به بگور برره میگن یه شعراز خودت در وكن میگه:

دیشب در ماه روی تو را دیده بیدم انگار كه ، فضانوردها در ماه ریده بیدند. خوب بید



پسر میگه: ببخشید اسم شما چیه ؟

دختر با ادا میگه :عطر گل یاس اسمم ثریا س وبعد از پسر اسمش را می پرسد

پسر میگه:گوز تو هوا پخشه اسمم جهان بخشه


رشتیه به دوستش میگه : خاك بر سر بی غیرتت كنن....زنم خالكوبی عكس خواهرتو رو شیكم اصغر اقا دیده!!!



 غضنفر یه سكه میندازه هوا شیر میاد فرار میكنه!


اصفهونیه و رشتیه و تركه با هم یه جا كار میكردن .یك روز ساعت ناهار اصفهونیه ظرف غذاشو باز میكنه میبینه قورمه سبزیه.میگه اگه فردام قورمه سبزی باشه من خودمو از این برج پرت میكنم پایین.رشتیه غذاشو باز میكنه میبینه كله ماهیه .اونم همینو میگه.تركه ظرف غذاشو باز میكنه میبینه كوفتست .حالش بهم میخوره میگه منم اگه فردا باز تو این ظرف كوفته بود خودمو از این برج میندازم پایین.فردا هر سه نفر میان سر كار و در غذا ها رو باز میكنن و از قضا هر سه تكراری بوده و اینام خودشونو میندازن پایین.خلاصه پلیس میاد و اخر سر زن هاشونو مقصر میدونه.زن اصفهونیه میگه: من نمیدونستم .تو خونه هر وقت قورمه سبزی درست میكردیم این میخورد.زن رشتیه میگه:اووو! تو رشت همه كله ماهی میخورن من روحمم خبر نداشت این دوست نداره.زن تركه میگه: جناب سروان به ولله من یه هفته بود خونه مادرم بودم ، این خودش وخودش غذا درست میكرد.


اگه گفتی چرا دو × دو میشه هفت؟ خب چون علم پیشرفت كرده !

اینم اثباتش:

2×2

به دوها یك رقم اضافه میكنیم

<=(2+1)×(2+1)

9=3×3

چون 2 واحد به ضریب ها اضافه كرده ایم در اخر دو واحد از حاصلضرب كم میكنیم.

=> (9-2)=2×2 => 7=2×2


 رفیق غضنفر بابا ش مرده بوده هی بی تابی میكرده .دوستاش بهش میگن برو دلداریش بده.میره پیشش میگه: ناپلون رو كه میشناسی؟ اینهمه جنگ و فتوحات كرد اخر مرد.انیشتنم كه میشناسی؟اینهمه كشف و اختراع كرد اخرش مرد.بابای تو كه هیچ گهی نبود تو اینقدر براش بی تابی میكنی.

 


 

 

قاضی: شكایت شما از این اقا اینه كه به شما گفته: احمق ، بیشعور ، نفهم...

شاكی: بله.عین حقیقته.

قاضی:پس اگه عین حقیقته چرا شكایت كردی؟


یه چوب كبریته سرش رو می خوارونه آتیش می گیره


غضنفر عینكش را دور دستش می چرخونه بعد میزنه چشش، سرش گیج میره میخوره زمین!


وقتی زنت خونه نیست چه كار می‌كنی؟ استراحت. وقتی هست چی؟ استقامت


گوشه ای از نامه عاشقانه غضنفر به زنش : بدون توی دنیا یه قلب هست كه فقط برای تو میتپه اونم قلب خودت


به غضنفر میگن چرا میری سربازی؟ میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش


غضنفر داشت آب جوش میریخته توی باغچه! بهش میگن: چرا آب جوش میریزی تو باغچه؟؟ میگه: آخه چای كاشتم.


غضنفر می‌میره، می‌برنش بهشت. دو سه روز می‌گذره، ‌یك روز میان ازش می‌پرسند كه همه چی میزون هست یا نه، میگه: والله همه چیز عالیه، فقط كمی هوا سرده! می‌برنش دم مرز جهنم كه یخرده گرمای جهنم بخوره بهش، كه گرم شه. دوباره بعد از چند روز میان می‌پرسند: خوب اوضاع چطوره؟

میگه: والله همه‌چی خوبه، ولی هنوز یه ذره سوز میاد! میگن بابا تو اصلا" لیاقت بهشت رو نداری، میندازنش تو جهنم! بعد از چند روز میان، می‌پرسند: خوب بالاخره گرم شدی؟ میگه: والله اینجا بهتره، ولی هنوز هم یه ذره سوز میاد! شاكی می‌شند میندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مركز آتیش. چند روز می‌گذره‌ ، میان بهش سر بزنن ببینیند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز می‌كنند، غضنفر داد میزنه: ‌داداش اون درو ببند،‌ یخ كردیم .


غضنفر عاشق می شه روی در خونش می نویسه بزودی در این محل جشن عروسی برگزار می شود.


دو تا ماشین با هم تصادف می‌كنند. افسر میاد و می‌پرسه: كدومتون مقصر بودید؟ غضنفر میگه: والله من خواب بودم، ندیدم از ایشون بپرسید .


غضنفر داشت دنبال جای پارك می گشته اما پیدا نمی كرد! در همون حال گشتن به خدا میگه: خدایا اگه یه جای پارك برام پیدا كنیا من نماز می خونم، روزه می گیرم كه یه دفعه یه جای پارك می بینه و به خدا می گه! خدا جون نمی خوادخودم پیدا كردم .


!


یه روز یه یاروكفتر بازه میشنوه تو قزوین كفتری هستش كه با یه بال پرواز میكنه میره و اونو میخره میبره شهر ، خودشون ولی میبینه كفتره بادو بال پرواز میكنه شاكی میشه برمیگرده قزوین پیش فروشندش میگه عوضی ، این كه درست پرواز میكنه !!! یارو میگه بالام جان اینجا گزوینه و این كفترم از ترس كونش یه بالشو ، میگیره در كونش و پرواز میكنه .


به یارو میگن یك جمله بگو توش 6 تا بیل داشته باشه میگه: والا نمیدانم هابیل با بیل قابیلو كشت یا قابیل با بیل هابیلو كشت


یه روز یه غضنفر تو جوی اب تف میكنه... میدو دنبالش تاپاش رو روش بزاره


یه روز غضنفر به زنش میگه بیا هر پنجشنبه بریم پیتزایی بعد زنش میگه نه پنجشنبه دیره بیا هر دوشنبه بریم


غضنفر به زنش میگه سه تا حیوون رو نا ببر كه با حرف خ شروع بشه میگه خودت خواهرت خدا بیامرز مادرت







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 11 شهریور 1391 :: نویسنده : امیر 72
یکشنبه 12 شهریور 1391 08:29 ق.ظ
اون جوک هست نوشتی گوز تو هوا پخشه اسمم جهان بخشه
اسمش خدابخش بود. گرفتی؟؟؟
امیر 72اون فرقی نمیکنه فقط باید قافیش درست بشه سعیدجان
شنبه 11 شهریور 1391 10:24 ب.ظ
جهان بخش که فامیله اون خدا بخش بود عزیز
امیر 72چه میگی سعیدجان؟؟؟
شنبه 11 شهریور 1391 05:26 ب.ظ
سلام
بفرما اومدم سرم زدم نظرم دادم
وب خوبی داری
یکم جکای باحا تر بذار
البته اینام بعضیاش خیلی باحال بودا
امیر 72مرسی واقعا خوشحالم کردی .چه جوکایی مثلا؟؟؟؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


هدف اصلی این وبلاگ فقط شادی ملت عزیزایران است

مدیر وبلاگ : امیر 72
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
از کدوم قسمت سایت بیشتر خوشتان می اید؟؟؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی